مقام معظم رهبری:     

شهيد جعفري ستاره ايست درخشان در آسمان غرب كشور، نه تنها در غرب بلكه در كل ايران.

  "شهيد سيد محمد سعيد جعفري"، شهيد پيشرو و پيشتاز با جمع رفقاي خودش رفتند از پادگان لشگر سنندج دفاع كردند،‌ فهميدند كه معناي اين دفاع چيست، تسلط ضد انقلاب بر يك پادگان نظامي معنايش چيست. اين زود فهميدن،‌ به وقت فهميدن،‌ به هنگام عمل كردن و پاسخ به نياز دادن اين آن نقطه برجسته ايست كه نبايد مغفول بماند.

 

 


 

آيت الله خزعلي:

خداوند اين سردار فداكار و مخلص را با حمزه ها و مالك اشترها محشور فرمايد.

 

 


 

شهيد محراب آيت الله اشرفي اصفهاني:

سيد محمد سعيد جعفري اين شمع پر فروغ با يارانش چون پروانگان بي پروارها از همه تعلقات به عالم بي كران و بي انتهاي لطف و عنايت خداوندي پيوستند.

 

 
 


 

آیت الله عبدالجلیل جلیلی:

تنها كسي كه در مبارزه بر عليه رژيم منحوس پهلوي، اسمش را مي شود برد. ايشان بودند. اول بودند در بين اشخاصي كه در لباس غير روحانيت بودند. تمام راهپيمايي هايي كه اتفاق مي افتد، در اثر فعاليت ايشان بود.

این مرد خدمتگذار (شهید جعفری) جوانان فعال و علاقمند به انقلاب را برای سرپرستی اموال و نوامیس مردم در کوچه ها و محلات و خیابان های شهر کرمانشاه منصوب می نمود.

 
 


 

مرحوم آيت الله سيد مرتضي نجومي:

اگر مي ماند در سپاه سرداري بي نظير و در حوزه مجتهدي عالي مقام مي بود و به راستي هرچه در حق او تكريم شود شايسته و سزاوار است.

 

 
 

 


 

مرحوم آیت الله مجتبی حاج آخوند:

اگر ما فعالیتی در آن زمان (ایام انقلاب) داشتیم، بازوی ما ایشان (شهید جعفری)و رفقایش بودند که ایشان در راس آن ها بوده، روانش شاد و یادش گرامی باد.

 

 

 


 

شهید آيت الله حاج آقا بهاء الدين عراقي:

من تا بحال نديدم كسي را كه تا اين اندازه پا به كار هدف خودش باشد.

 

 

 


 

شهيد سپهبد علی صياد شيرازي:           

آغاز آشنايي من با ايشان آغاز آشنايي با مربيان ديني بود سعيد براي من همچون پلي بود به دنیای معرفت و معنويت.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 توسط عبدالحقیر


راوی خاطره: آقاي نظام الدين آل آقا (از معلمين شهيد(

آقاي نظام الدين آل آقا از دبيران پر سابقه شهر و معلم شهيد مي گويند: اگر ايشان استعداد خاصي نداشتند كه نمي توانستند مبلغي باشند براي اين جوان ها خود شما مي دانيد كسي كه بخواهد تبليغ كند بايد خودش از لحاظ معلومات پر باشد و اين جوان نسبت به تحصيلاتش پر بود و سر كلاس هم صحبت هايي مي كرد كه فراخور خيلي افراد بيشتر و مجامع بزرگتري بود ايشان همه چيز را داشت هم طراح بود هم خلاقيت داشت هم داراي منطق و بيان بود هم معلومات داشت ( هم معلومات قديمي هم جديد) اين جوان همه دروسش خوب بود.

 حتي ما نمي دانستيم كه در قسمت علوم قديم هم مطالعه دارد علاوه بر اينكه بهترين شاگردهاي دبيرستان ما بود من از روحانيون شنيدم كه در قسمت علوم ديني و علوم قديم هم بهترين شاگرد بودند . روحانيت هم خيلي از ايشان راضي بودند كه ايشان نسبت به سنش جلو است.


راوی خاطره: آقاي بهروز همتي

 جناب آقاي بهروز همتي خاطره اي از زمان همرزمي خود با مرحوم شهيد در جبهه هاي غرب تعريف مي نمايند و مقرر مي گردد كه برخي سوالات فقهي را در مراجعه خود به شهر از محضر آيت الله حاج آقا عطاء الله اشرفي استفتاء نمايد و اجازاتي درمورد تصرف در اموال بجاي مانده از مهاجرين جنگي كه مورد نياز رزمندگان است اخذ نمايد شهيد محراب مي فرمايند: «سعيد از قرار، احتياطاً سوال كرده. ايشان در حدي هستند كه «به تشخيص خود عمل كنند» و جناب آقاي همتي را مامور مي كنند كه به استاد شهيد برسانند كه به تشخيص خود عمل كننداستاد شهيد به رزمندگان اجازه مي دهند كه در اموالي كه تا زمان مراجعت احتمالي صاحبان باقي نمي ماند استفاده كنند و در مورد ساير اموال نيز چنانچه ضرورت باشد فهرست كنند تا در صورت امكان هزينه آن پرداخت و جبران شود.



راوی خاطره: شهید سپهبد صياد شيرازي          

سپهبدشهيدصياد شيرازي در آشنايي خود با استاد شهيد سعيد جعفري در سال 50  از نترسي استاد شهيد در فضاي اختناق سال 50 تعجب مي كند و مي گويد: «خيلي عجيب بود، آن ها بدون ذره اي ترس از سازمان مخوف ضد اطلاعات بي پرده و مستقيم از من دعوت كردند تا در جلسات محرمانه شبهاي جمعه شركت كنم, نام يكي از آن دو براي هميشه در گوشه ذهنم حك شده سعيد جعفري».آنگاه از اظهار حساسيت شهيد نسبت به عكس شاه، آن هم در جلو يك افسر نظامي بيشتر تعجب مي كند: «من اين ها را كه با صراحت مي گويم به خاطر وضعيت طبيعي آن زمان است، عكس شاه در خانه ما چسبيده بود آن بالا، اين وقتي ديد كه ما زمينه داريم برگشت, گفت: خيلي عذر مي خواهم اين چيست آن بالا؟ گفتم: عكس شاه است. گفت: چه لزومي دارد كه اين آنجا باشد؟ من ديدم خيلي تند برخورد كردند، خوب جوان پاك و بي آلايش و مكتبي اي بود و برايش هيچ زنگاري دورن قلبش قابل قبول نبود، گفتم من (شاه را) قبول ندارم ولي احساس كردم آن (عكس) آنجا باشد، امنيت ما بيشتر است تا بعداً يك فكري براي آن بكنيم. اين طوري جوابش را داديم و رفت. اين جوان سعيد جعفري نام داشت.


راوی خاطره: حجت الاسلام و المسلمين كريميان

 

حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمد صادق كريميان در مورد شهيد جعفري فرمودند: جناب آقا سعيد جعفري از افرادي بود كه واقعاً طالب علم و معرفت و سعادت بود و كمال جديت در اين موضوع را داشتن.


سال 47 به نزد من آمد و گفت كه مي خواهد تحصيلات حوزوي را شروع كند، اما تظاهراً افشار و اكراهي در ايشان بود، از من پرسيدند كه آيا براي تحصيلات حوزوي اذن نياز است من فتواي امام را براي ايشان نقل كردم كه اگر كسي در خود ببيند كه مي تواند مجتهد شود براي تحصيل نياز به اذن ندارد اما اگر اجتهاد براي او ممكن نيست تحصيلات جنبه ديگري پيدا مي كند و نياز به اذن پدر دارد و جلساتي نيز به نزد من آمد اما من به سيرجان منتقل شدم و تا انقلاب، ديگر كرمانشاه نبودم

گه گاه كه به كرمانشاه مي آمدم مي ديدم كه ايشان مشغول فعاليت هايي هستند ظاهراً ايشان در خود ديده اند و شروع به تحصيل كرده اند و بحمدالله به مقام از جهت علمي و معنويت رسيد و بعد هم به درجه شهادت كه سعادت دنيا و آخرت نصيب آن ها شد رسيدند


راوی خاطره: آقاي م.ج_ آقاي پرخيده_آقاي كرم       

 (آقاي م.ج): از خصوصيات بارز استاد شهيد احترام خاص ايشان به روحانيت بود. ايشان همواره مدافع روحانيت اصيل بود كه اين موضوع را همه روحانيون اذعان داشتند. (آقاي پرخيده): اسلام ناب را از مجراي روحانيت شيعه صحيح مي دانست. (آقاي كرم) او روحانيت را دائرة المعارف اسلامي مي دانست و در خدمت روحانيت بودن را در محضر خدا بودن و نوعي عبادت مي پنداشت


راوی خاطره: آقايان مجتبی منصوریان و عبدالله ویسی 


(مجتبي منصوريان- جانباز): البته گروهك ها خيلي دنبال اين بودند كه به هر نحو ايشان را (شهيد جعفري) به زمين بزنند و از بين ببرند. بارها هم دست به ترور ايشان زدند ولي موفق نشدند يادم هست اول بار چريك فدايي ها يك اعلاميه پخش كردند و بعضاً از افراد ساده لوح هم استفاده كردند و شوراي ياوري تهيدستان را به صورت «شيت» مخفف كردند و گفتند ايشان به وجود آورنده حزب شيت است! كه هر كس نمي دانست گمان مي كرد چه حزبي در پشت پرده است. شهيد جعفري فرمودند: «اين را مي خواهند عليه ما علم كنند چون ما به مجروحان و مستضعفان مي رسيم و اين كار در مردم اثر داشته است اين ها مي خواهند اين خدمات را تعطيل كنند.»

 سردار ويسي مي گويند: «اين افراد سعي مي كردند با اين رنگ ها آثار نيك و ارزشمند مرحوم سعيد جعفري را مورد خدشه قرار بدهند.» بعدها كه اين مطالب شدت يافت و در حد كشوري مطرح گرديد، جامعه روحانيت كرمانشاه به تصدي مرحوم آيت الله حاج آخوند موضع گيري نمود، حزب شيت را نامي موهوم و مجعول به وسيله ي گروهك ها كه وجود خارجي ندارد اما از آن به عنوان چماقي بر سر نيروهاي حزب اللهي استفاده مي شود دانست.





راوی خاطره: آقای آل آقا (معلم شهید)     

 
شايد نخستين فعاليت سياسي شهيد در جريان پخش اعلاميه هاي امام خميني، در تحريم شركت در انتخابات انجمن هاي ايالتي – ولايتي بود كه اين اعلاميه ها از طريق آيت الله جليلي به كرمانشاه آورده مي شود و تعدادي از آن به وسيله شهيد سعيد و دوستان مدرسه، در برخي منازل پخش مي گردد. پخش اين دست اعلاميه ها مانند اعلاميه و سخنراني كاپيتالاسيون تا سال 43 نيز ادامه مي يابد، اين دست فعاليت هاي شهيد، همچنان به صورت مخفي در مدرسه ادامه مي يابد (آقاي آل آقا معلم شهید) شهيد در ايام تحصيل و مدرسه به پخش اعلاميه هاي حضرت امام (ره) اشتغال داشتند، ايشان و برخي همكلاسان ايشان كار خود را در مدرسه به صورت مخفي انجام مي دادند.

(فاز اول فعاليت ها) و از سال 47 شروع به جمع آوري نيروها و تشكيل يك جريان فكري ضد رژيم در ميان دوستان و نزديكان مبادرت مي نمايند (فاز دوم فعاليت ها ) در اين راه از همه عناصر مذهبي و ظرفيت هاي موجود بهره مي جويد، همه كساني را كه به نحوي گرايش به دين دارند پس از جمع آوري و نزديك شدن به آنان در جهت آمادگي براي مبارزه مهيا مي نمايد. اين فعاليت ها در حدي است كه در ميان متدينين ارتش و نيروهاي نظامي نيز توسعه دارد.