اول شهریورماه سالروز شهادت حاج سید اسدالله لاجوردی در سال 1377

شهيد حاج سيد اسد الله لاجوردي در سال 1314 هجري شمسي در يکي از محلات جنوب تهران در ميان خانواده اي مهربان و متدين به دنيا آمد. سيد علي اکبر کودک دلبندش را از همان ابتدا با قرآن و اهل بيت (ع) آشنا نمود. سال 1320 بود که اسدالله به عرصه علم و دانش راه يافت.آغاز دوران نوجواني و تحصيل او در دبيرستان همزمان با عمليات يهود در فلسطين و تظاهرات گسترده مردم ايران به رهبري آيت الله کاشاني بود.

ادامه نوشته

اعدام‌های سال ۶۷ بر اساس حکم اسلام بود

سال ۱۳۶۷ منافقینی که در زندان بودند به صورت تاکتیکی اعلام توبه کردند اما پس از پذیرفتن آتش‌بس و حمله منافقین به ایران این عده نیز در زندان آشوب کرده و شروع به آتش زدن زندان کردند تا به زعم خود و با رسیدن منافقین به تهران، پروسه‌ اشغال تهران را کامل کرده و کار را یکسره کنند. به‌دنبال این اقدام منافقین بود که امام فرمود آنهایی که بر سر موضع هستند مهدورالدمند و باید محاکمه و مجازات شوند (۱)

ادامه نوشته

تاریخچه گروهک تروریستی منافقین

آنچه در پی می آید مروری کوتاه است بر تاریخچه، مواضع و عملکرد سازمان سیاسی ـ نظامی موسوم به «مجاهدین خلق» که بیش از ۴ دهه پیش شکل گرفت و طی ۳ دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران عموما با نام سازمان «منافقین» شهرت یافته و شناخته می‎شود.

ادامه نوشته

خاطراتي از شهيد لاجوردي

الگوي فراموش شده

نويد شاهد:درباره شهيد لاجوردي با توجه به ابعاد شخصيتي اين شهيد والامقام، نوشتن و گفتن، كار بسيار دشواري است. شهيد لاجوردي انساني متعبد، اسلام شناسي واقع بين و صاحبنظر، مديري لايق و شايسته و بسيار پركار و كم هزينه بود. همواره مسئوليت هاي سنگين را پذيرا مي شد و گمنام و بي توقع خدمت مي كرد.

ادامه نوشته

چرا لاجوردی باید می رفت ؟

لاجوردی در عمل به تکلیف و به درخواست شهید بهشتی به دادستانی انقلاب آمده بود ، چون مرحوم بهشتی عقیده داشت او به دلیل محکومیت های متوالی ، روح زندان را می شناسد و با رنج و محرومیت های آنان آشناست .

ادامه نوشته

شرط رهبر انقلاب برای ورود فرزندانشان به فعالیت‌های اقتصادی

محمد حسین صفار هرندی در هشتمین نشست سالانه ستاد فرهنگی فجر انقلاب اسلامی در قم طی سخنانی پیرامون عدالت سیاسی گفت:

حضرت آقا به فرزندانشان فرموده اند که شما اگر منتسب به من هستید، حق ندارید کار اقتصادی بکنید البته برای اینکه حق آنها ضایع نشود، حضرت آقا به فرزندانشان فرموده اند: هر وقت قصد داشتید اینگونه کارها را انجام دهید، من به مسئولین ثبت احوال می گویم اسم من را از شناسنامه شما خارج کند!

حتی کسانی که در حلقه اولی با خانواده رهبر انقلاب وصلت می کنند نیز این شرط را برای آنها قرار می دهند که حق ورود به فعالیتهای اقتصادی را ندارند.

تصاویر جالبی از والدین، برادران، همسر، فرزندان و دامادهای هاشمی رفسنجانی

اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 1313 بدنیا آمد. پدر وی میرزا علی هاشمی و مادرش ماه بی بی صفریان بود که در زیر می توانید تصویر آنها را مشاهده کنید:

                                   میرزا علی هاشمی و ماه 
بی

 بی صفریان

ادامه نوشته

متن نامه و لیست 127 نفر کسانی که نامه جام زهر را به امام خامنه ای نوشتند

اگر جام زهري بايد نوشيد قبل از آنكه كيان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تماميت ارضي كشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود و بي ترديد اين برخورد خردمندانه و متواضعانه، از سوي ملت با همان پاداشي مواجه مي شود كه امام عزيز راحل روبرو شد...

ادامه نوشته

حزب زحمتكشان ملت ایران

حزب زحمتكشان ملت ایران ، حزبى با سه دهه فعالیت، از 1330 تا 1360ش، به رهبرى مظفر بقایى كرمانى. هسته اولیه حزب، «سازمان نظارت براى آزادى انتخابات» بود كه در شهریور 1328، هم‌زمان با انتخابات مجلس شانزدهم، براى تأمین آزادى رأی‌دهندگان و جلوگیرى از تقلب هیئت حاكمه، به ریاست مظفر بقایى كرمانى*، تأسیس شد (رجوع کنید به شاهد، سال 1، ش 4، 24 شهریور 1328، ص 1).

ادامه نوشته

خاطرات مرحوم منوچهر نیرومند: دکتر بقایی عامل گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی نبود

آنچه در پی می‌آید برشی از خاطرات مرحوم منوچهر نیرومند از فعالان سیاسی دوران نهضت ملی و دوستان شهید دکتر سید حسن آیت است. احاطه گوینده بر فراز و فرودهای ارتباط شهید آیت با حزب زحمتکشان ایران و شخص دکتر مظفر بقایی، این ناگفته‌ها را برای پژوهندگان در مکانی ارجمند قرار می‌دهد و می‌تواند آگاه بخش و راهگشا باشد. با تشکر از جناب دکتر شهاب نیرومند که این خاطرات را در اختیار ما قرار دادند.

ادامه نوشته

کشکول شهید سید محمدسعیدجعفری(6)

تحصيلات فقهي شهيد بعضاً به صورت شركت در كلاس ها و بعضاً بصورت مطالعه شخصي و به همراه رجوع به جهت رفع اشكال و پرسش و پاسخ بوده است علمائي كه استاد آن مرحوم در فقه و اصول بوده اند ابتدا مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد رضا كاظمي، آيت الله حاج شيخ مجتبي حاج آخوند مرحوم شهيد حاج شيخ بهاء الدين كنگاوري ( محمدي عراقي) و يكي از علماي تهران و نهايتاً شهيد محراب آيت الله عطاء اله اشرفي اصفهاني بوده اند كه قسمت اعظم تحصيلات در محضر مرحوم حاج بهاء و حاج آقا عطاء بوده است كه تحصيل كفايه الاصول مرحوم آخوند در محضر حاج آقا عطاء و رسائل و مكاسب شيخ را در محضر حاج آقا بهاء استفاده كرده اند. تأئيديه تحصيلات حوزوي ايشان در زمينه كتاب تا پايان دوره سطح (كفايه الاصول) آمده است.

ادامه نوشته

کشکول شهید سید محمدسعیدجعفری(4)

پایگاه اطلاع رسانی شهید جعفری، چند صفت در استاد شهيد وجود داشت كه راه را بر هرگونه مسامحه و كنار آمدن با منحرفين مسدود مي‌ساخت و ضرورت داشت تا دشمن او را ترور شخص يا شخصيت نمايد. او بسيار توانمند و اثرگذار بود توان او در حدي بود كه به سادگي همة نيروهاي ارزشي را در غرب كشور بسيج مي‌نمود حتي در ميان روحانيت نفوذ كلام داشت.

ادامه نوشته

ياد ی از علمدار حضرت سيدالشهداء(ع) در سنندج +تصاوير

شهيد با بصيرت اسلام؛ شاطرمحمد رحمانپور در سال 1308 در کرمانشاه متولد و از دوران کودکي و نوجواني پا در عرصه مقدس هيئت هاي عزاداري حضرت سيدالشهداء(ع) نهاد...

ادامه نوشته

کشکول شهید سید محمدسعیدجعفری(1)

شهید جعفری در کلام بزرگان

 مقام معظم رهبری:     


شهيد جعفري ستاره ايست درخشان در آسمان غرب كشور، نه تنها در غرب بلكه در كل ايران. 
"شهيد سيد محمد سعيد جعفري"، شهيد پيشرو و پيشتاز با جمع رفقاي خودش رفتند از پادگان لشگر سنندج دفاع كردند،‌ فهميدند كه معناي اين دفاع چيست، تسلط ضد انقلاب بر يك پادگان نظامي معنايش چيست. اين زود فهميدن،‌ به وقت فهميدن،‌ به هنگام عمل كردن و پاسخ به نياز دادن اين آن نقطه برجسته ايست كه نبايد مغفول بماند.

 


ادامه نوشته

کشکول شهید سید محمدسعیدجعفری(3)

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهید جعفری، شهيد سيد محمدسعيد جعفري در سن 21 سالگي با خانواده‌اي از متدينين شهر وصلت كرده و زندگي جديدي را آغاز مي‌كنند، حاصل زندگي مشترك ايشان هم فرزند پسري است كه الحمدالله پيرو سيره پدر و ادامه دهنده طريق اوست. در رابطه با نحوه ازدواج ايشان، چگونگي برگزاري مراسم عروسي و… خاطراتي از نزديكان ايشان بيان شده كه ذكر آن خالي از لطف نيست:

وقتي به اين سن رسيد خودش تقاضاي ازدواج كرد و گفت: « مادر من اگر بچه خودم پسر بود 14 سالگي برايش زن مي‌گرفتم»، من هم خنديدم و گفتم: «پسر اين چه حرفيست كه مي‌زني؟!» او مي‌گفت: «مسلمان بايد اينطور باشد، شما هيچ فكر كرديد كه من 21 سالم است و بايد براي من زن بگيريد؟» من هم مي‌گفتم: «آقا جان! من فكر نكردم، تو بايد به سربازي بروي» و او مي‌گفت: «شما بايد براي من زن بگيري» و اين بود كه خدا خواست و با خانواده‌ آقاي پولكي كه رفت و آمد داشتيم و من ناخودآگاه گفتم: «دختر ايشان فوق‌العاده خوب است و پس از طرح قضيه،‌ آن ها هم قبول كردند و بالاخره آن كسي را كه خواست انتخاب كرد و سعيد 21 سالش بود و عروس خانم 16 سال داشت.(مادر شهید)

 

کشکول شهید یسد محمدسعیدجعفری(2)

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهید جعفری، شهيد سيد محمد سعيد جعفري آمر به معروف و ناهي از منكر تكويني بودند نه تشريعي، كه در شعاع 3 تا 4 متري او، دست و پاي انسان مي‌لرزيد، كه مبادا خطايي انجام داده باشم، شعاع وجودش اين تأثير را مي‌گذاشت. بعضي آدم  ها با خودسازي به اين مقام ها دست پيدا مي‌كنند مثل همان عارف مشهور كه او را به حيله به مجلس نامشروعي مي‌برند و برايش مي‌خوانند كه: «در كوي نيك نامي ما را گذر ندادند *** گر تو نمي‌پسندي تغيير كن قضا را» كه آن عارف پاسخ مي‌دهد: «تغيير داديم قضا را» كه بعدها مطرب و خواننده و… همگي توبه كردند يكي مجاور مشهد، يكي مجاور كربلا و رقاصه آب دستش شفا مي‌شود، يعني بعضي‌ها نفسشان روح بخش است.(1) 

 


ادامه نوشته

مردان خدا

مردان خدا پرده ی پندار دریدند                        یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند

هردست که دادند ازآن دست گرفتند              هرنکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند                  یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در ِ کاشانه گشادند         یک زمره به حسرت سر ِ انگشت گزیدند
جمعی به در ِ پیر خرابات خرابند                       قومی به بر شیخ مناجات مُریدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد                یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم و خاکی                       بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز                 زیرا که یکی را زد و عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی                  کز حق ببُریدند و به باطل گرویدند
چون خلق در آیینه به بازار حقیقت                   ترسم نفروشند متاعی که خریدند
کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است              کاین جامه به اندازه ی هرکس نبریدند
مرغان نظر باز ِ سبک سیر فروغی                   از دامگه خاک بر افلاک پریدند

                                                                                                              فروغی بسطامی

عشق نافرجام

                             هرگز  نمی‌شد  باورم          این  برف  پیری  برسرم
                              سنگین نشیند چنین          من بودم و دل بود ومی
                              آواز   من    آوای   نی          هر گوشه  می‌زد طنین
                                                    
ادامه نوشته

باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

یادم آید کربلا را

دشت پر شور و نوا را

گردش یک روز غمگین  گرم و خونین

لرزش طفلان نالان زیر تیغ و نیزه ها را

باز باران با صدای گریه های کودکانه

از فراز گونه های زرد و عطشان  با گهرهای فراوان

می چکد از چشم طفلان پریشان

پشت نخلستان نشسته


آری آری         باز سنگ و باز باران

آری آری         تا نگیرد شعله ها در دل زبانه

تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه

تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی

بر فراز خیمه

برگونه ها

بر مشک ساقی

کاش می بارید باران

ادامه نوشته